یک اتفاق مسخره | نوشته فئودور داستایفسکی | نشر ماهی با ترجمه میترا نظریان
یک اتفاق مسخره | نوشته فئودور داستایفسکی | نشر ماهی با ترجمه میترا نظریان قیمت اصلی تومان 425,000 بود.قیمت فعلی تومان 368,000 است.
بازگشت به محصولات
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین | اثر فلورانس اسکاول شین | نشر پیکان با ترجمه گیتی خوشدل
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین | اثر فلورانس اسکاول شین | نشر پیکان با ترجمه گیتی خوشدل قیمت اصلی تومان 660,000 بود.قیمت فعلی تومان 595,000 است.

همزاد | فئودور داستایفسکی با مترجمه سروش حبیبی | انتشارات ماهی

قیمت اصلی تومان 450,000 بود.قیمت فعلی تومان 378,000 است.

معرفی کتاب :

کتاب همزاد، رمانی نوشته ی فئودور داستایفسکی است که نخستین بار در سال 1846 منتشر شد. این رمان به داستان یک کارمند دولت می پردازد که به ورطه ی جنون کشیده می شود. داستان همزاد، درباره ی کشاکش های روانشناسانه ی مردی به نام یاکوف پتروویچ گلیادکین است که مدام با شخصی رو به رو می شود که در ظاهر، دقیقا شبیه اوست اما خصوصیت هایی کاملا متضاد با او—یعنی اعتماد به نفس بالا، پرخاشگری و برونگرایی—را از خود نشان می دهد. کتاب همزاد، مفهوم «گسستگی شخصیت» را در آثار داستایفسکی مطرح نمود؛ مفهومی که به یکی از ویژگی های روانشناسانه ی اصلی در رمان های بعدی این نویسنده ی بزرگ تبدیل شد. این کتاب درخشان، سقوط شخصیت اصلی خود به اعماق جنون را به شکلی به یاد ماندنی و شاعرانه به تصویر می کشد.

توضیحات

 

  • ناشر: نشر ماهی

  • قطع: رقعی

  • ابعاد: رقعی

  • تعداد صفحات: 216

  • نویسنده: فئودور داستایفسکی

  • مترجم: سروش حبیبی

ترب‌پی
هر قسط با ترب‌پی: تومان 94,500
۴ قسط. بدون کارمزد، چک و ضامن.
توضیحات

خواندن کتاب همزاد را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم:

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی به‌خصوص ادبیات روسیه و کتاب های داستایقسکی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب همزاد

لابد کانونی را که افکار پراکنده و از نظمِ شایسته بیرونش تا آن لحظه گرد آن درهم می‌لولیدند بازیافته بود. چون از بستر بیرون جست، فورآ به‌طرف آینهٔ گرد کوچک حقیری که روی کمدش بود شتافت و آن را برداشت. هرچند صورت خواب‌آلودی که از درون آینه به او وامی‌نگریست، با آن پلک‌های به‌زحمت گشودهٔ کورموشی و سرِ نسبتآ بی‌مو، به قدری مسکین بود که به نظر اول توجه خاص هیچ تنابنده‌ای را به خود نمی‌خواند، پیدا بود که صاحب صورت از آنچه در آینه می‌بیند بسیار راضی است. آقای گالیادکین با خود گفت: «از آن حکایت‌ها می‌شد اگر درست همین امروز بدشانسی‌ام گل کند و کم وکسری داشته باشم، یا اتفاق ناجوری برایم بیفتد، مثلا یک کورک جایی که نباید بیرون بزند، یا اتفاق بد دیگری از این دست. ولی خوب، فعلا وضعم هیچ عیبی ندارد. عجالتآ کارهایم همه سکه است!» و آقای گالیادکین، خوشحال از این‌که همهٔ کارهایش سکه است، آینه‌اش را به جای خود گذاشت و گرچه پایش برهنه بود و لباسی، جز آنچه بنا به عادت در آن می‌خوابید، به تن نداشت، به پای پنجره شتافت و با علاقه و کنجکاوی بسیار شروع کرد حیاط خانه‌ای را که پنجره‌های آپارتمانش رو به آن باز می‌شد در جست‌وجوی چیزی دیدزدن. ظاهرآ آنچه در حیاط همسایه می‌جست نیز اسباب رضایت کامل خاطرش بود و چهره‌اش با لبخندی، به نشان رضایت از خود، روشن شد. بعد، پس از آن‌که اول نگاهی به پشت تیغه‌ای انداخت که پستویی را از اتاقش جدا می‌کرد و جای پتروشکا نوکرش بود، و اطمینان یافت که پتروشکا در آن نیست، نوک پانوک پا به‌طرف میز آمد و کشویی را بیرون کشید و چیزهایی را که در گوشه‌ای در ته آن بود به هم زد و زیرورو کرد و عاقبت از زیر اوراق کاغذ زردشده و آت وآشغال‌های کهنهٔ دیگر، کیف سبزِ رنگ‌رورفته‌ای را برداشت و آن را با احتیاط بسیار باز کرد و با ملاحظه و لذت بسیار نگاهی به آخرین و پنهان‌ترین جیب آن انداخت. لابد دسته اسگناس‌های سبز و خاکستری و کبود و سرخ و رنگارنگ دیگری هم که در آن بودند، با نگاه درود و تحسین به آقای گالیادکین بازنگریستند. آقای گالیادکین، که برق شادی و رضایت چهره‌اش را روشن کرده بود، کیف گشوده را پیش روی خود روی میز گذاشت و به نشان نهایت لذت دست‌ها را به‌شدت برهم مالید. سرانجام دسته اسگناسش را که اسباب تسلی و آرام دلش بود و از روز پیش صدبار شمرده بود، از کیف بیرون آورد و بار دیگر اسگناس‌ها را یک‌یک، با دقت، میان شست و انگشت سبابه مالان، بازشمرد و سرانجام به آهنگ نجوا گفت: «هفتصد و پنجاه روبل اسگناس!» و با صدایی لرزان و از فرط لذت نرم شده، دسته اسگناس را در دست فشاران، با لبخندی پرمعنی بر لب، ادامه داد: «هفتصد و پنجاه روبل… خودش کلی پول است! اما عجب کیفی دارد! برای هرکه باشد کیف دارد! کیست که از این‌همه پول کیف نکند. دلم می‌خواست یک نفر پیدا کنم که هفتصد و پنجاه روبل به نظرش ناچیز بیاید. با این پول آدم به کجاها که نمی‌رسد!»

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “همزاد | فئودور داستایفسکی با مترجمه سروش حبیبی | انتشارات ماهی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حمل و نقل و تحویل
حمل و نقل

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد

 

تحویل

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد، کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته حال و آینده، شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد